موقعيت شهيد حججي موقعيت شهيد حججي .

موقعيت شهيد حججي

جمله كوتاه

+ نوشته شده: ۱۶ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۴:۱۶:۴۱ توسط:ديبا حسيني موضوع:

اعتماد كامل به اصحاب منهاج فردوسيان!

آيا مي‌توانيم به اصحاب منهاج فردوسيان،‌ به طور كامل اعتماد كنيم؟ /
طرح سؤال: تعاملات انساني، اقتضا مي‌كند تا انسان‌ها به يكديگر اعتماد كنند. در زمانه‌اي كه اعتماد كردن به افراد، بسيار سخت شده و دستِ پاك، چشمِ پاك و قلبِ پاك، به ندرت پيدا مي‌شود، آيا مي‌توانيم به كساني كه خود را منهاجي مي‌دانند، اعتماد كامل كرده و رازها، دارايي يا ناموس خود را به آنان بسپاريم؟
جواب: منهاجي معصوم نيست بلكه در راه معصوم شدن است. پس نبايد به كسي كه منهاجي است و آثار صدق از گفتار و رفتارش هويداست، اعتماد كامل نمود؛ زيرا برخي افراد، ايمانشان عاريه است و احتمال دارد با رسيدن به امانت درشت، خيانت را برگزيند. به همين لحاظ است كه شرع مقدس، از اعتماد كامل كردن به برادر (حتي اگر كاملاً شناخته شده باشد)، نهي نموده است. امام صادق (عليه‌السلام) فرمودند: «لَا تَثِقْ بِأَخِيكَ كُلَّ الثِّقَهِ» (كافي، محدث كليني، جلد ۲، صفحه‌ي ۶۷۲، باب النوادر) ترجمه: به برادرت كاملاً اعتماد مكن.
و همچنين فرمودند: «لَا يَطَّلِعُ صَدِيقُكَ مِنْ سِرِّكَ إِلَّا عَلَى مَا لَوِ اطَّلَعَ عَلَيهِ عَدُوُّكَ لَمْ يَضُرَّكَ فَإِنَّ الصَّدِيقَ رُبَّمَا كانَ عَدُوّاً» (وسائل الشيعه، محدث عاملي، جلد ‏۱۲، صفحه‌ي ۱۴۷، باب كراهه ذهاب الحشمه بين الإخوان بالكليه) ترجمه: دوستت را بر رازت مطلع مساز مگر آن رازي كه اگر دشمنت بر آن اطلاع يابد، تو را زيان نرساند، كه همانا دوست، گاهي دشمن مي‌شود.

 

منبع : http://yazahramadadi.blogfa.com/post/2


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، معرفت، معرفة الله، قاضي، علامه طباطبايي، علامه طهراني، منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، امام عصر، بهجت، آيت الله بهجت، سيد هاشم حداد، پناهيان، محمد شجاعي، مركز نشر، آيت الله، تصوف، صوفي، رسم الخط، قرآن، القرآن العظيم، القرآن العزيز، القرآن المجيد، رسم الخط حاج فردوسي، رسم الاملاء،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۶ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۴:۱۵:۱۱ توسط:ديبا حسيني موضوع:

جواب سؤالات احمقانه!

بسمه تعالي

سلام عليكم
چرا اشكالات احمقانه به برنامه‌ي تربيتي منهاج فردوسيان را پاسخ مي‌دهيد؟
تشكر

ــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
ظرفيت انسان‌ها در ابعاد مختلف، متفاوت است. كميل بن زياد نخعي مي‌گويد: استاد عالي حضرت امير المؤمنين (عليه‌السلام) دست مرا گرفتند و مرا به ناحيه‌ي جبان بردند، سپس نفس عميقي كشيدند و فرمودند: «يَا كُمَيْلُ إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَهٌ فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا». (الغارات، ابراهيم بن محمد بن سعيد ثقفي، جلد ۱، صفحه‌ي ۸۹). ترجمه: اي كميل، اين دل‌ها ظروفند و بهترين‌شان پرگنجايش‌ترين آنهاست.
همچنين ايمان انسان‌ها با يكديگر متفاوت است. در روايت آمده است:
عَنْ سَدِيرٍ قَالَ قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ (عليه‌السلام): «إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَنَازِلَ مِنْهُمْ عَلَى وَاحِدَهٍ وَ مِنْهُمْ عَلَى اثْنَتَيْنِ وَ مِنْهُمْ عَلَى ثَلَاثٍ وَ مِنْهُمْ عَلَى أَرْبَعٍ وَ مِنْهُمْ عَلَى خَمْسٍ وَ مِنْهُمْ عَلَى سِتٍّ وَ مِنْهُمْ عَلَى سَبْعٍ فَلَوْ ذَهَبْتَ تَحْمِلُ عَلَى صَاحِبِ الْوَاحِدَهِ ثِنْتَيْنِ لَمْ يَقْوَ وَ عَلَى صَاحِبِ الثِّنْتَيْنِ ثَلَاثاً لَمْ يَقْوَ وَ عَلَى صَاحِبِ الثَّلَاثِ أَرْبَعاً لَمْ يَقْوَ وَ عَلَى صَاحِبِ الْأَرْبَعِ خَمْساً لَمْ يَقْوَ وَ عَلَى صَاحِبِ الْخَمْسِ سِتّاً لَمْ يَقْوَ وَ عَلَى صَاحِبِ السِّتِّ سَبْعاً لَمْ يَقْوَ وَ عَلَى هَذِهِ الدَّرَجَاتُ». (كافي، محدث كليني، جلد ۲، صفحه‌ي ۴۵)
ترجمه: راوي مي‌گويد: امام باقر (عليه‌السلام) به من فرمودند: همانا مؤمنين داراي جايگاه‌هاي مختلف هستند؛ برخي از آنان بر جايگاه اول و برخي بر جايگاه دوم و برخي بر جايگاه سوم و برخي بر جايگاه چهارم و برخي بر جايگاه پنجم و برخي بر جايگاه ششم و برخي بر جايگاه هفتم هستند. پس اگر جايگاه دوم را بر كسي كه در جايگاه اول است بار كني، توانايي ندارد و اگر جايگاه سوم را بر كسي كه در جايگاه دوم است بار كني، توانايي ندارد و اگر جايگاه چهارم را بر كسي كه در جايگاه سوم است بار كني، توانايي ندارد و اگر جايگاه پنجم را بر كسي كه در جايگاه چهارم است بار كني، توانايي ندارد و اگر جايگاه ششم را بر كسي كه در جايگاه پنجم است بار كني، توانايي ندارد و اگر جايگاه هفتم را بر كسي كه در جايگاه ششم است بار كني، توانايي ندارد و بر همين منوال.
و در روايت ديگر است:
عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْقَرَاطِيسِيِّ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عليه‌السلام): «يَا عَبْدَ الْعَزِيزِ إِنَّ الْإِيمَانَ عَشْرُ دَرَجَاتٍ بِمَنْزِلَهِ السُّلَّمِ يُصْعَدُ مِنْهُ مِرْقَاهً بَعْدَ مِرْقَاهٍ فَلَا يَقُولَنَّ صَاحِبُ الِاثْنَيْنِ لِصَاحِبِ الْوَاحِدِ لَسْتَ عَلَى شَيْ‏ءٍ حَتَّى يَنْتَهِيَ إِلَى الْعَاشِرِ فَلَا تُسْقِطْ مَنْ هُوَ دُونَكَ فَيُسْقِطَكَ مَنْ هُوَ فَوْقَكَ وَ إِذَا رَأَيْتَ مَنْ هُوَ أَسْفَلُ مِنْكَ بِدَرَجَهٍ فَارْفَعْهُ إِلَيْكَ بِرِفْقٍ وَ لَا تَحْمِلَنَّ عَلَيْهِ مَا لَا يُطِيقُ فَتَكْسِرَهُ فَإِنَّ مَنْ كَسَرَ مُؤْمِناً فَعَلَيْهِ جَبْرُهُ». (كافي، محدث كليني، جلد ۲، صفحه‌ي ۴۵)
ترجمه: راوي مي‌گويد: امام صادق (عليه‌السلام) به من فرمودند: اي عبدالعزيز، همانا ايمان، ده پله دارد همانند پله‌هاي نردبان كه بايد پله پله طي شود. پس كسي كه در پله‌ي دوم است نبايد كسي كه در پله‌ي اول است را بيهوده بشمارد. و بر همين قياس است ساير پله‌ها تا پله‌ي دهم. پس كسي كه از تو پايين‌تر است را ساقط مدان كه آن كسي كه بالاتر از توست، تو را ساقط خواهد دانست و هر گاه كسي كه پله‌اي از تو پايين‌تر است را ديدي، او را با مدارا بالا بكش و بر او چيزي كه طاقتش ندارد، بار نكن كه بشكند. همانا كسي كه مؤمني را بشكند، خودش بايد جبرانش نمايد.
با اين حساب، آنچه در نظر برخي افراد، احمقانه و ابتدايي به نظر مي‌رسد، براي گروهي ديگر، دغدغه‌ي واقعي و اصلي است. لذا نمي‌توان به اين جهت كه اشكال يا سؤالي در نظر گروهي از انسان‌ها، بديهي يا حتي احمقانه است، بدان جواب نداد؛ زيرا نياز واقعي گروهي ديگر از جامعه‌ي بشري است. به عبارت ساده‌تر، وقتي مطلبي براي شما روشن است، نبايد فكر كنيد كه براي همه، روشن است.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: سير الي الله، معرفت، معرفة الله، قاضي، علامه طباطبايي، علامه طهراني، منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۲۹:۱۴ توسط:ديبا حسيني موضوع:

ياد كردن از استادان

سلام عليكم
با توجه به قاعده‌ي ۱۳۱ و ۱۳۲ كيفيت و ميزان ياد كردن از استادان منهاج فردوسيان (عليهم السلام) به چه صورت است؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
سلسله‌ي تربيتي معتبر در منهاج فردوسيان، عبارت است از امامان معصوم (عليهم السلام) از استاد اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) و ايشان به واسطه‌ي فرشته‌ي بزرگ وحي، حضرت جبرئيل امين (عليه السلام) از خداي تعالي. با اين حساب، هر گاه ديدگاه نظري يا دستور عملي‌اي كه از ناحيه‌ي يكي از امامان معصوم (عليهم السلام) رسيده را ياد آوري مي‌كنيم، در حقيقت همان چيزي را ياد آوري مي‌كنيم كه از استاد اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) رسيده است و در اصل، همان چيزي را ياد آوري مي‌كنيم كه از خداي تعالي براي رساندن انسان به سعادت و كمال، صادر شده است.
بر عكس ساير فرقه‌ها و نحله‌ها و مكتب‌هاي تربيتي كه چون اتصالي به خداي تعالي ندارند، ياد كردن از قواعد نظري و قوانين عملي آنها، مساوي با يادكردن از خداي تعالي نيست بلكه مساوي با يادكردن از مؤسس آن ديدگاه نظري يا دستور عملي است.
به عنوان مثال، ياد كردن از برخي مباني منحرف آقاي صمدي آملي، مساوي با ياد كردن از همان مباني منحرف از علامه حسن زاده‌ي آملي و مساوي با ياد كردن از همان مباني منحرف از ملا صدرا و مساوي با ياد كردن از همان مباني منحرف از محي الدين عربي است. زيرا سلسله‌اي كه افكار انحرافي آقاي صمدي آملي به آن تعلق دارد، مشتمل است بر علامه حسن زاده و استادان ايشان تا ملاصدراي شيرازي و او از محي الدين عربي و او از بزرگان هند و يونان و غيره.
ميزان ياد كردن از استادان معظم منهاج فردوسيان (عليهم السلام) بستگي به ميزان مطالعه و تسلط يافتن بر قواعد نظري و قوانين عملي منهاج فردوسيان دارد. هر مقدار كه مطالعه‌ي شما نسبت به اين قواعد نظري و قوانين عملي، بيشتر باشد، ياد كردنتان از آن بزرگواران و برنامه‌ي تربيتي آنان كه در حقيقت، برنامه‌ي تربيتي خداي تعالي است، بيشتر خواهد بود.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۲۸:۴۱ توسط:ديبا حسيني موضوع:

شبهات بي‌حاصل!

سلام عليكم
در يكي ازگروه‌هاي اجتماعي، سئوالي مطرح شده كه استغفر الله مبني برناعدالتي خداوند متعال است، به اينگونه كه:
حضرت عزرائيل (عليه السلام) فشار كار زيادي دارد، هر روز جان هزاران نفر را مي‌گيرد.
حضرت جبرائيل (عليه السلام) هزار و چهار صد سال است بيكار است.
و حضرت اسرافيل (عليه السلام) از ابتداي خلقت، منتظر فقط در صور دميدن مي‌باشد.
چرا اينقدر ناعادلانه كارها را بين ملائكه تقسيم نموده؟
البته مختصر جوابي را دادم ولي نمي‌دانم درست است يا خير،جواب من اينچنين بود:
كارها و حكمت‌هاي خداوند با كارهاي ما انسان (نماها) فرق دارد. فرشته‌ها نيز مخصوص عبادت باري تعالي آفريده شده‌اند و چنان نيست كه مثلاً حضرت جبرائيل (عليه السلام) ديگر بازنشسته گرديده، و يا حضرت اسرافيل (عليه السلام) كنار صور، بيكار منتظر فرمان الهي باشد، حكمت الهي در مغز انسان‌ها نمي‌گنجد.
نمي‌دانم درست گفته‌ام يا خير؟
متشكرم

ــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
در رابطه با اين مثلاً شبهه در ناعدالتي خداي تعالي، توجه شما را به چند نكته جلب مي‌كنم:
نكته‌ي اول: اين گونه سخنان و شبهات، از سر بيكاري و بي‌عاري است و دانستن و ندانستن جواب آن، نفع يا ضرري به اصحاب منهاج فردوسيان نمي‌زند. اصحاب منهاج فردوسيان، مردان و زنان پاك‌سرشتي هستند كه راه رسيدن به بالاترين درجات عالم هستي را آموخته‌اند و شب و روز، در صدد مراعات قوانين آن مي‌باشند تا به زودي و با عافيت و سلامت، قدم بر برترين قله‌هاي جهان آفرينش بگذارند و براي هميشه، از برترين نعمت‌ها و آرامش‌ها و آسايش‌ها، بهره‌مند شوند.
نكته‌ي دوم: جواب شما، جواب خوبي است. به اين بيان كه فضولي در كار خداوند، به ما انسان‌ها نيامده است. يعني به ما اجازه نداده است كه در كارهاي سراسر حكمت‌آميز او، چرا و چگونه بياوريم و اگر دست فضولي دراز كنيم، تهي‌دست بر خواهيم گشت.
نكته‌ي سوم: وظايف اين چهار فرشته‌ي بسيار بزرگ و بزرگوار الهي، همواره بوده و هست. جبرئيل امين، مأمور رساندن برنامه‌ي تربيتي است. از آغاز آمدن پدربزرگ ما حضرت آدم (عليه السلام) بر روي زمين، حضور داشته و رسم زندگي و بندگي به او مي‌آموخته و هنوز هم در خدمت استاد حاضر (ارواحنا فداه) است و شايد بتوان گفت: هم اينك، وظيفه‌ي تعليم و ابلاغ منهاج فردوسيان به مشتاقان كمال و سعادت را بر عهده دارد. اگر نا آشنايان با منهاج فردوسيان از اين جمله، وحشت كنند، توجه داشته باشند كه منظور از «منهاج فردوسيان» واضحات و مسلمات شيعه‌ي اثني‌عشري است.
حضرت ميكائيل، فرشته‌ي توزيع ارزاق است. از روز اول خلقت، روزي هر روزي‌خواري را به او مي‌رساند و تقسيم روزي‌ها، به او سپرده شده است. هنوز هم از شيري كه در پستان مادر براي شيرخوار ساخته مي‌شود تا باراني كه مي‌بارد و دانه‌اي كه مي‌رويد و ناني كه در تنور پخته مي‌شود، حساب و كتاب و تقسيمش با اين فرشته‌ي عظيم الهي است.
حضرت اسرافيل، مأمور دميدن روح است. هر جا كه جنيني به چهار ماهگي برسد، اين فرشته‌ي بزرگ خداوند، روح را در او مي‌دمد و او را جان مي‌بخشد. گويا اين جان‌بخشي، مخصوص انسان نباشد بلكه تمام جانداران، از بركت انجام وظيفه‌ي او، صاحب جان مي‌شوند. البته مأموريت دميدن روح سراسري در روز قيامت نيز از وظايف اوست.
حضرت عزرائيل، كاري مخالف با حضرت اسرافيل را بر عهده دارد، يعني جان را مي‌ستاند. پس جان انسان‌ها و تمام جانداران، توسط آن جناب يا سربازان و ايادي‌اش گرفته مي‌شود. البته مأموريت ميراندن سراسري در روز قيامت نيز از وظايف اوست.
با اين حساب، مي‌بينيد كه عدالت الهي، همواره برقرار است و اين چهار فرشته‌ي بزرگوار، «عرش الهي» يعني سلطنت خداي تعالي را حمل مي‌كنند و خدايي خدا را به ظهور مي‌رسانند. آنان همواره مشغول كارند و هيچگاه خسته و درمانده نمي‌شوند. خواب و استراحت ندارند و هيچگاه تقاضاي مرخصي نمي‌كنند.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۲۸:۱۸ توسط:ديبا حسيني موضوع:

هجوم علم از هر سو بر منهاجي!

سؤال: چه وقت منهاجي به جايي مي‌رسد كه علم بر او از هر سو هجوم آورد؟ /
طرح سؤال: در باره‌ي برخي عرفاي معاصر، مي‌گويند به جايي رسيدند كه مصداق اين فرمايش حضرت امير المؤمنين (عليه‌السلام) شدند كه «هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلى حَقيقَهِ الْبَصيرَهِ، وَ باشَرُوا رُوحَ الْيقينِ» (نهج البلاغه، صبحي صالح، حكمت ۱۴۳. ترجمه: دانش، با حقيقت بصيرت به آنان هجوم آورده، و با روح يقين درآميخته‌اند) آيا منهاج فردوسيان، مي‌تواند منهاجي را به اين پايه برساند؟
جواب: استفاده از قسمتي از سخن و رها كردن قبل و بعدش، در صورتي كه معني را عوض كند، قبيح و ناشايست است. اين فرمايش حضرت امير المؤمنين (عليه‌السلام) در باره‌ي فرزندان معصومشان است. يعني امامان بعد از ايشان. اگر قبل و بعد اين كلمات را بنگريد، در مي‌يابيد كه اين قله‌ها، براي مردم عادي، دست نيافتني است و هر كس غير از معصومين (عليهم‌السلام) كه مصداق آن معرفي شوند، غير قابل قبول مي‌باشد.
پس نبايد حركات و كلمات صوفيه (خذلهم الله) كه مي‌كوشند بزرگان خود را همسنگ اهل بيت طاهرين (عليهم‌السلام) نشان دهند، ما را به اين توهم بياندازد كه انسان‌هاي عادي نيز مي‌توانند همتاي انبياء و اوصياء شوند.
سخن كامل حضرت امير المؤمنين (عليه‌السلام) چنين است: «… اللّهُمَّ بَلى، لا تَخْلُو الاْرْضُ مِنْ قائِم لِلّهِ بِحُجَّه، اِمّا ظاهِراً مَشْهُوراً، اَوْ خائِفاً مَغْمُوراً، لِئَلاّ تَبْطُلَ حُجَجُ اللهِ وَ بَيناتُهُ. وَ كمْ ذا؟ وَ اَينَ اُولئِك؟ اُولئِك وَاللهِ الاْقَلُّونَ عَدَداً، وَ الاْعْظَمُونَ عِنْدَ اللهِ قَدْراً، يحْفَظُ اللهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيناتِهِ حَتّى يودِعُوها نُظَراءَهُمْ، وَ يزْرَعُوها فى قُلُوبِ اَشْباهِهِمْ. هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلى حَقيقَهِ الْبَصيرَهِ، وَ باشَرُوا رُوحَ الْيقينِ، وَ اسْتَلانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ، وَ اَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجاهِلُونَ، وَ صَحِبُوا الدُّنْيا بِاَبْدان اَرْواحُها مُعَلَّقَهٌ بِالْمَحَلِّ الاَعْلى. اُولئِك خُلَفاءُ اللهِ فى اَرْضِهِ، وَ الدُّعاهُ اِلى دينِهِ. آهِ آهِ، شَوْقاً اِلى رُؤْيتِهِمْ!» (نهج البلاغه، صبحي صالح، حكمت ۱۴۳). ترجمه: آرى زمين از كسى كه به حجّت خدا براى خدا قيام نمايد تهى نمى‌ماند، قائمى آشكار و مشهور، يا ترسان و پنهان، تا دلايل الهى و بيناتش باطل نگردد. اينان چند نفرند؟ و كجايند؟ به خدا قسم عددشان اندك، و نزد خداوند از نظر منزلت، بسيار بزرگند. خداوند دلايل و بيناتش را به وجود آنان محافظت مى‌كند تا به افرادى شبيه خود بسپارند، و بذر آن را در دل‌هايشان كشت كنند. دانش با حقيقت بصيرت به آنان روى نموده، و با روح يقين درآميخته‌اند، و آنچه را نازپروردگان سخت گرفته‌اند آسان يافته‌اند، و به آنچه نادانان از آن وحشت كرده‌اند مأنوس شده‌اند، و با بدن‌هايى كه ارواحشان به محلّ برتر آويخته، همنشين دنيا شده‌اند. اينان جانشين حق در زمين، و دعوت‌كنندگان به دين خدا هستند. آه آه كه چه مشتاق ديدار آنانم!
از عباراتي مانند اين كه «زمين از حجت آشكار يا پنهان خدا خالي نيست»، به راحتي مي‌توان دريافت كه اين كلمات، فقط و فقط در وصف ائمه‌ي معصومين (عليهم‌السلام) است و هيچ كس حق ندارد آن را به نفع خود يا بزرگترهاي خود،‌ مصادره و سرقت نمايد.


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۲۷:۵۴ توسط:ديبا حسيني موضوع:

ارواح پنجگانه چيست؟

سلام عليكم
در خصوص قاعده‌ي ۳۸۰۲ (۳) كه مي‌گويد: خداي تعالي پنج روح [روح القدس، روح الايمان، روح القوه، روح الشهوه و روح البدن] را در پيامبران و استادان منهاج فردوسيان (عليهم السلام) قرار داده است؛ لطفاً كمي توضيح بفرمائيد.
متشكرم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

همچنان كه بارها عرض شده، قواعد تجملي، مخصوص دانستن است و نقشي در اصلاح عمل ندارد، پس دقيق شدن در آن را لازم ندانيد.
اما در روايتي آمده است كه پيامبران و امامان (عليهم السلام) علاوه بر توانايي‌هايي كه در ساير مردم است، توانايي‌هاي ديگري نيز دارند كه از اين توانايي‌ها به «روح» تعبير شده است. اين بزرگواران، به خاطر مسؤوليت‌هاي سنگيني كه بر عهده دارند، بايد توانايي‌هاي بسيار بالايي نيز داشته باشند تا بتوانند حاملان بار امانت الهي بوده و پيروان و شيعيانشان را به سلامت، به سر منزل مقصود برسانند.
همچنين بايد از چنان قدرتي برخوردار باشند كه بتوانند بر شيطان و سربازانش غلبه كرده و نور هدايت را بر گمراهي و ضلالت، چيره سازند.
اگر پيامبران و امامان (عليهم السلام) با توانايي‌هايي مانند «روح الشهوه» و «روح البدن» با ساير مردم، مشتركند، ولي با توانايي‌هايي همچون «روح القدس» و «روح الايمان» از آنان برتر هستند.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: ظهور، امام زمان، امام عصر، بهجت، آيت الله بهجت، سيد هاشم حداد، پناهيان، محمد شجاعي، مركز نشر، آيت الله، تصوف، صوفي، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۲۷:۳۲ توسط:ديبا حسيني موضوع:

وصف بهشت

[۲۲۰] شاهد: قَالَ رَسولُ اللهِ‌‌ (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم): «أَدنَي أَهلِ الجَنَّهِ الَّذِي لَهُ ثَمانُونَ أَلفَ خادِمٍ، وَ اثنَتانِ وَ سَبعُونَ زَوجَهً، وَ تُنصَبُ لَهُ قُبَّهٌ مِن لُؤلُؤٍ وَ زَبَرجَدٍ وَ ياقُوتٍ، كما بَينَ الجابِيهِ إِلي صَنعاءَ»۱
ترجمه: رسول خدا‌ (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم): فرمودند: «پست‌ترين فرد بهشت [از لحاظ رتبه و منزلت]، هشتاد هزار خدمتكار و هفتاد و دو همسر دارد و برايش برج و بارويي از مرواريد و زبرجد و ياقوت، به اندازه‌ي [فاصله‌ي] از جابيه (= محلي در شام) تا صنعا (= محلي در يمن) برپا مي‌شود».

********************

[۲۲۱] شاهد: قَالَ رَسولُ اللهِ‌‌ (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم): «إِنَّ أَسفَلَ أَهلِ الجَنَّهِ أَجمَعِينَ دَرَجَهً لَمَن يقُومُ عَلي رَأسِهِ عَشرَهُ آلافِ خادِمٍ، بِيدِ كلِّ واحِدٍ مِنهُم صَحفَتانِ، واحِدَهٌ مِن ذَهَبٍ وَ الأُخرَي مِن فِضَّهٍ، فِي كلِّ واحِدَهٍ لَونٌ لَيسَ فِي الأُخري مِثلُهُ، يأكلُ مِن آخِرِها مِثلَ ما يأكلُ مِن أَوَّلِها، يجِدُ لآخِرِها مِنَ الطَّيبِ وَ اللَّذّهِ مِثلَ الَّذِي يجِدُ لِأَوَّلِها، ثُمَّ يكونُ ذَلِك كرِيحِ المِسك الأَذفَرِ، لا يبُولُونَ، وَ لا يتَغَوَّطُونَ، وَ لا يمتَخِطُونَ، إِخواناً عَلي سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ»۲
ترجمه: رسول خدا‌ (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم): فرمودند: «[حتي] كسي كه درجه‌اش در بهشت از همه‌ي بهشتيان پايين‌تر است، ده هزار خدمتكار در پيشگاهش مي‌ايستند و در دست هر يك از آنان، دو سيني است؛ يكي از طلا و ديگري از نقره، و در هر يك [از آن سيني‌ها]، رنگي [از خوراكي‌ها] است متفاوت با ديگري. آنچه از آخرين ظرف مي‌خورد همانند چيزي است كه از اولين آن‌‌ها مي‌خورد و از آخرين آن، همان طعم و لذتي را مي‌چشد كه از اولين آن‌‌ها چشيده است و سپس [فضولات آن خوراكي‌ها] به بويي چونان بوي مشـك تيزبو، تبديـل مي‌شوند؛ نه ادرار مي‌كنند، نه مدفوع دارند، و نه آب بيني مي‌اندازند. برادروار بر تخت‌هايي رو در روي هم مي‌نشينند».

********************

[۲۲۲] شاهد: قَالَ رَسولُ اللهِ‌‌ (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم): «لَو أَنَّ أَدنَي أَهلِ الجَنَّهِ حِليهً عَدَلَت حِليتُهُ بِحِليهِ أَهلِ الدُّنيا جَمِيعاً، لَكانَ ما يحَلِّيهِ الله بِهِ فِي الآخِرَهِ أَفضَلَ مِن حِليهِ أَهلِ الدُّنيا جَمِيعاً»۳
ترجمه: رسول خدا‌ (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم): فرمودند: «اگر كم‌زيورترينِ اهل بهشت، زيورآلاتش با زيورآلات همه‌ي اهل دنيا مقايسه شود، زيوري كه خدا او را با آن در آخرت آراسته مي‌سازد، از زيورآلات همه‌ي اهل دنيا برتر خواهد آمد».

********************

۱. سنن ترمذي، جلد ۴، صفحه‌ي ۶۹۵؛ مسند ابن حنبل، جلد ۴، صفحه‌ي ۱۵۱؛ صحيح ابن حبّان، جلد ۱۶، صفحه‌ي ۴۱۴؛ مسند ابي يعلي، جلد ۲، صفحه‌ي ۱۳۸؛ كنز العمال، متقي هندي، جلد ۱۴، صفحه‌ي ۴۷۶.
۲. معجم الاوسط، جلد ۷، صفحه‌ي ۳۴۲؛ زهد ابن مبارك، صفحه‌ي ۵۳۶؛ حليه الاولياء، ابونعيم، جلد ۶، صفحه‌ي ۱۷۵؛ كنز العمال، متقي هندي، جلد ۱۴، صفحه‌ي ۳۹۳۵۴.
۳. المعجم الاوسط، جلد ۸، صفحه‌ي ۳۶۲؛ البعث و النشور، صفحه‌ي ۱۹۸؛ تاريخ دمشق، ابن عساكر، جلد ۴۰، صفحه‌ي ۴۱۳؛ كنز العمال، متقي هندي، جلد ۵، صفحه‌ي ۳۵۷.



برچسب: سير الي الله، معرفت، معرفة الله، قاضي، علامه طباطبايي، علامه طهراني، منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۲۷:۰۶ توسط:ديبا حسيني موضوع:

چطور خود را هم بالاتر و هم پايين‌تر از ديگران بدانيم؟!

سلام عليكم
چطور امكان دارد وقتي كه يك منهاجي اكثر مردم را از بهائم مي‌داند و خود را از اصحاب منهاج فردوسيان بر مي‌شمرد، بر اساس قانون ۱۱۴۷ عمل كند و همه مردم را از خودش بهتر و خودش را از همه‌ي مردم بدتر بداند تا بتواند حركت به سوي كمال و سعادت داشته باشد؟ كيفيت اين اعتقاد به چه صورت بايد باشد؟
با تشكر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
هر گاه بتوانيد دو محدوده‌‌ي «بايد» و «هست» را از هم تفكيك كنيد، خواهيد توانست به جواب قانع‌كننده‌اي براي پرسش فوق، دست يابيد.
گاهي اوقات، به چيزي كه «هست» معتقد مي‌شويد و اين، نوعي اطلاعات علمي است. اما گاهي اوقات، «بايد» به چيزي معتقد باشيد و اين، وظيفه‌ي عملي است.
آنچه وظيفه‌ي عملي يك منهاجي است، اين است كه خودش را از ديگران، حتي كفار و منافقين، پست‌تر ببيند تا دچار عجب و تكبر نگردد و همواره بر محافظت ايمان و عمل صالحش، هوشيار و كوشا باشد. در عين حال، بايد بداند كه مردمان غيرمنهاجي، در حقيقت، دچار نوعي بهيميت در ملكوت وجودي خود هستند.

*****

اگر به جمع اين قاعده و قانون به نحو «فعال» بنگريد، بايد چنين نتيجه‌گيري نماييد:
۱. من لايق اين نشده‌ام كه از اصحاب منهاج فردوسيان باشم ولي اگر «تلاش» كنم، مي‌توانم به آن جايگاه برسم.
۲. غير اصحاب منهاج فردوسيان، بهائم هستند، پس بايد براي خروج از بهيمه بودن، «تلاش» كنم.
۳. اكنون از تمام مردم دنيا، پست‌تر و بي‌ارزش‌تر هستم ولي اگر «تلاش» كنم، مي‌توانم در روز قيامت، رتبه‌ي خوبي در بهشت برين، كسب كنم.
نتيجه‌ي نگرش فعال، تلاش در جهت اصلاح ديدگاه‌ها و اعمال است.

*****

ولي اگر به جمع اين قاعده و قانون به نحو «منفعل» بنگريد، چنين نتيجه خواهيد گرفت:
۱. من از اصحاب منهاج فردوسيان هستم.
۲. فقط اصحاب منهاج فردوسيان، انسان هستند و بقيه‌ي مردم، بهيمه هستند.
۳. من كه منهاجي هستم، اجازه دارم به حقوق ديگران، تجاوز نموده و حقوقشان را ناديده بگيرم.

*****

كاملاً واضح است كه نتيجه‌گيري منفعلانه، عواقب بدي دارد و مي‌تواند بر اثر جمع ناسالم يك قاعده با يك قانون، فاجعه‌اي به بار بياورد.
پس براي اين كه بتوانيد بين اين قاعده و آن قانون، جمع سالم برقرار سازيد، نبايد خود را از اصحاب منهاج فردوسيان بدانيد، بلكه بايد اميدوار باشيد كه روزي ـ شايد روز قيامت ـ از اصحاب منهاج فردوسيان شمرده شويد.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۲۶:۳۸ توسط:ديبا حسيني موضوع:

معني پيوستگي برخي سوره‌ها با يكديگر

سلام عليكم
اين كه در قاعده‌ي ۶۷۱ گفته شده سوره‌هاي ضُحي و انشراح در حكم يك سوره‌اند، از چه نظر مي‌باشد؟ آيا يعني اين دو سوره، يك سوره و با يك «بسم الله الرحمن الرحيم» هستند؟!
همچنين در مورد قاعده‌ي ۶۹۰ سوره‌هاي فيل و قريش.

ـــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
فقهاي عظام اماميه، بر طبق روايات معتبر، معتقدند كه سوره‌ي ضحي و شرح، هر گاه در نماز خوانده شود، بايد با هم خوانده شود. يعني گر چه نبايد در نماز واجب،‌ بيش از يك سوره خواند، ولي اين دو سوره، در حالي كه دو سوره هستند، ولي در حكم يك سوره هستند و اگر بر خواندن يكي از آن‌ها بسنده شود، سوره‌ي كامل خوانده نشده و نماز، دچار اشكال خواهد بود.
همچنين است سوره‌‌ي فيل و قريش كه در نماز، حكم يك سوره را دارند و بايد با هم خوانده شوند.
البته از لحاظ معنا نيز پيوستگي خاصي بين سوره‌ي ضحي با شرح و همچنين سوره‌ي فيل با قريش بر قرار است.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۲۶:۱۴ توسط:ديبا حسيني موضوع: